تبليغاتX
امام عشق
نحوه شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام از منظر علماي اهل تسنن 
حضرت زهرا عليهاالسلام

يكى از شبهاتى كه از سوي عامه مطرح مى‎شود اين است كه جرياناتى چون سوزاندن درب خانه حضرت فاطمه عليهاالسلام و شهادت حضرت محسن عليه السلام در جريان هجوم به خانه و ... همه از كارهاى زشت و ناپسندى است كه آن را فقط شيعه نقل كرده و فاقد اعتبار است. ما در اين مقاله قسمتى از عبارات‎ و رواياتي‎ كه علماى اهل تسنن از قرن سوم هجرى تاكنون در كتاب‎هاى خود نوشته‎اند را خواهيم آورد كه تصريحاً و تأويلاً اشاره به وقايع مذكور دارد.

پس از رحلت نبي مکرم اسلام وقتي که اميرالمومنين علي عليه السلام مشغول غسل و کفن پيامبر بودند؛ عده‎اي از انصار و مهاجر در سقيفه جلسه‎اي براي تعيين جانشين پيامبر بر پا کردند. اين مردم بي‎معرفت به جاي اين که به فکر انجام مراسم نبي اکرم باشند به دنبال جاه و مقام رفته بودند. اينان تلاش داشتند که روز عيد غدير و معرفي حضرت علي عليه السلام را به عنوان اميرالمومنين و وصي پيامبر اکرم به ظاهر به فراموشي بسپارند و به دنبال هواي نفس خود باشند. در اين بين تعدادي انگشت شمار از جمله عمار، سلمان، ابوذر، طلحه، زبير که از مدافعان اميرالمومنين بودند به عنوان اعتراض به سقيفه و دفاع از اميرالمومنين عليه السلام در خانه ايشان جمع شده بودند. مردم که حسابي جوگير شده بودند به بهانه بيعت گرفتن از اين افراد براي خليفه اول، راهي منزل حضرت شدند و در اين بين حرمت خاندان وحي و دختر نبي و اهل بيت ايشان را حفظ نکردند و بي‎حرمتي‎هاي بسياري در آنجا صورت گرفت. تا جايي که از آتش زدن درب خانه هم کوتاهي نکردند. علماي عامه نيز اين موارد را در کتاب‎هاي خود ذکر کرده‎اند که نام کتاب و آدرس آنها را ذکر مي‎نمائيم.

 1ـ ابن أبى شيبه (متوفى 235 ه.ق) در كتاب خود به نام «المصِّنف» جلد هفتم، صفحه 432 روايت شماره 37045(چاپ بيروت) .

 2ـ ابن قتيبه (متوفى 276 ه.ق) در كتاب خود به نام «الامامة و السياسة» ج 1، ص 12، چاپ مصر.

3- بلاذرى (متوفى 279 ه. ق) در كتاب خود به نام «انساب الأشراف» چاپ مصر، ج 1، ص 586، تحت عنوان «امر السقيفه» در حديث شماره 1184.

4- طبرى (متوفى 310 ه.ق) در كتاب خود به نام «تاريخ الاُمم و الملوك» ج 2، ص 443، چاپ بيروت.

5- مسعودى(متوفى 346 ه.ق) در كتاب خود به نام «اثبات الوصيه» ص 142، تحت عنوان «حكاية السّقيفه» .

6- ابن عبد ربّه (متوفى 328 ه.ق) در كتاب خود به نام «عقد الفريد» ج 3، ص 64، چاپ مصر.

7- شهرستانى (متوفى 548 ه.ق) در كتاب معروف خود «الملل و النّحل»، ج 1، ص 57، چاپ بيروت.

8 ـ ابن ابى الحديد (متوفاى 655 ه. ق) در «شرح نهج البلاغه»، ج 2، ص 56(چاپ بيروت).

پس از رحلت نبي مکرم اسلام وقتي که اميرالمومنين علي عليه السلام مشغول غسل و کفن پيامبر بودند؛ عده‎اي از انصار و مهاجر در سقيفه جلسه‎اي براي تعيين جانشين پيامبر بر پا کردند. اين مردم بي‎معرفت به جاي اين که به فکر انجام مراسم نبي اکرم باشند به دنبال جاه و مقام رفته بودند. اينان تلاش داشتند که روز عيد غدير و معرفي حضرت علي عليه السلام را به عنوان اميرالمومنين و وصي پيامبر اکرم به ظاهر به فراموشي بسپارند و به دنبال هواي نفس خود باشند. در اين بين تعدادي انگشت شمار از جمله عمار، سلمان، ابوذر، طلحه، زبير که از مدافعان اميرالمومنين بودند به عنوان اعتراض به سقيفه و دفاع از اميرالمومنين عليه السلام در خانه ايشان جمع شده بودند.

9- اسماعيل عمادالدين (متوفى 732 ه.ق) در كتاب خود به نام «المختصر فى أخبار البشر»، چاپ مصر، ج 1، ص 156.

10- عمر رضا كحاله در كتاب خود به نام «أعلام النساء» چاپ بيروت، در قسمت حرف «فاء» ذيل نام فاطمه بنت محمد (صلى الله عليه و آله).

حضرت زهرا عليهاالسلام

 

شهادت حضرت محسن عليه السلام

گفتيم که مردم بي‎وفاي آن عصر به دنبال تحريک برخي به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصي پيامبر اکرم، اميرالمومنين علي عليه السلام بي‎حرمتي کردند و اين هجوم به خانه وحي ضايعاتي را در پي داشت و حضرت زهرا عليهاالسلام، عزيز رسول خدا، همو که پيامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: "کسي که فاطمه دخترم را آزار دهد، مرا آزار داده و کسي که مرا آزار دهد باعث ناخشنودي خدا مي‎شود"؛ را صدمه زدند. از جمله اين که باعث شدند که حضرت، فرزند شش ماهه‎اش را که رسول خدا نامش را "محسن" نهاده بود و هنوز به دنيا نيامده بود را سقط نمايد. در بسياري از منابع عامه نيز به سقط حضرت محسن بن علي عليهماالسلام اشاره شده است که نام آن منابع را ذکر مي‎نماييم.  

1ـ ابن شهر آشوب سروى در كتاب «المناقب» خود ج 3، ص 132، از كتاب «المعارف» ابن قتيبه دينورى اين واقعه را نقل کرده است.

2ـ مسعودى در«اثبات الوصيه»  صفحه 142.

3ـ شهرستانى در كتاب «الملل و النحل» چاپ بيروت، ج 1، ص 57.

4ـ ذهبى در كتاب «الميزان الاعتدال»، ج 1، ص 139، رقم 552.

5ـ صفدى در كتاب خود به نام «الوافى بالوفيات»، ج 6، ص 17.

6ـ الاسفرائينى التميمى در كتاب «الفرق بين الفرق»، ص 107.

7ـ الحموئى الجوينى الشافعى در كتاب «الفرائد السمطين»، ج 2، ص 35.

8ـ ابن ابى الحديد معتزلى در «شرح نهج البلاغه»، چاپ بيروت، ج 14، ص 192.

مردم بي‎وفاي آن عصر به دنبال تحريک برخي به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصي پيامبر اکرم، اميرالمومنين علي عليه السلام بي‎حرمتي کردند و اين هجوم به خانه وحي ضايعاتي را در پي داشت و حضرت زهرا عليهاالسلام، عزيز رسول خدا، همو که پيامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: "کسي که فاطمه دخترم را آزار دهد، مرا آزار داده و کسي که مرا آزار دهد باعث ناخشنودي خدا مي‎شود"؛ را صدمه زدند.

نارضايتى‎هاى حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام از برخي صحابه

از جمله مسائل قابل طرح و بحث كه مربوط روزهاي آخر زندگي حضرت زهرا عليهاالسلام مي‎شود مسئله ناراضى بودن حضرت زهرا عليهاالسلام از برخي صحابه رسول خدا است (چه اين كه نارضايتى حضرت فاطمه عليهاالسلام، نارضايتى رسول خدا و در نتيجه نارضايتى خداوند بارى تعالى است) ما در اين جا با ذكر اسناد و مداركى از اسلاف عامه كه از معتمدين و بزرگان ايشان هستند، اين مسئله و دلائل آن را مورد بررسى قرار مي‎دهيم.

حضرت زهرا عليهاالسلام

قسمت اول ـ تدفين شبانه

از دلايلى كه نارضايتى حضرت زهرا عليهاالسلام را مى‎رساند و علماى اهل تسنّن در منابع خويش ذكر كرده‎اند، تدفين مخفيانه و شبانه است. به راستى چرا بايد دختر بزرگوار حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله وصيت نمايند تا ايشان را بدينگونه و شبانه تدفين نمايند؟! و کسي بر پيکر مطهر ايشان نماز نخواند؟!

پاسخ اين سؤال در لابلاى كتب اهل تسنن موجود مي‎باشد.

1- محمدبن اسماعيل بخارى در الصحيح، ج 5، ص 177، چاپ احياء الثرات ـ بيروت.

2- احمد البيهقى در السنن الكبرى، ج6، ص 300، چاپ بيروت.

3- مسلم بن الحجّاج القشيرى در الصحيح، ج3، ص 1380، چاپ مصر.

4ـ ابن اثير در كتاب «الكامل فى التاريخ»، ج 2، ص 126

5- حافظ عبدالدّين محمد بن أبى شبيه، ج 4، كتاب المصّنف، ص 141. «انّ عليّاً دفن فاطمه ليلاً.»

6- اُبى فلاح الحنبلى در كتاب شذرات الذهب، ج 1، ص 15،چاپ قاهره آورده است:

«و غسَّل فاطمةُ، اسماء بنت عميس و على (عليه السلام) و دفنها ليلاً.»

به راستى چرا بايد دختر بزرگوار حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله وصيت نمايند تا ايشان را بدينگونه و شبانه تدفين نمايند؟! و کسي بر پيکر مطهر ايشان نماز نخواند؟!

7- سيوطى در كتاب الثغور الباسمه، ص 15،چاپ بمبئى آورده است.

«و غَسلها زوجها على، و صَلّى عليها و دفنها ليلاً»؛ همسرش علي او را شبانه غسل داد، بر او نماز خواند و دفنش کرد.

8- عبدالرحمن بن عمرو الدمشقى در كتاب تاريخ أبى ذرعة ج1، ص 290 چاپ دمشق گويد: «توفّيت فاطمة، بعد رسول الله (صلى الله عليه وآله) بستّه اشهر، فدفنها على بن ابى طالب ليلاً»؛ فاطمه شش ماه پس از پيامبر رحلت کرد و علي (عليه السلام) شبانه دفنش کرد.

9ـ ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ج 6، ص 50 .

لازم به يادآورى است كه در منابع ذكر شده در اين قسمت از اهل سنت علاوه بر تدفين شبانه به مورد ديگرى نيز توجّه شده بود و آن اعراض حضرت زهرا (عليهاالسلام) از خليفه اول و عدم تكلّم ايشان با او تا زمان وفات است و اين خود نيز دليلى ديگر بر غضب حضرت فاطمه (عليهاالسلام) بر او دارد.

 

قسمت دوم ـ خطبه حضرت زهرا(عليهاالسلام) در مسجد و در بستر بيمارى

در منابع اهل تسنن به مطلب (ناراضى بودن حضرت فاطمه عليهاالسلام از شيخين) تصريح شده است:

ابن قتيبه در كتاب الامامة و السياسة، ص14، و نيز محمد بن يوسف گنجى شافعى در باب 99 كفاية الطالب.

از ديگر مصادرى كه گواه بر خشم و غضب حضرت زهرا(عليهاالسلام) بر برخي از صحابه است خطبه ايشان در مسجد است. كه در مصادر اهل تسنّن خطبه مذكور ضبط شده است:

(در قديمي‎ترين نسخه در كتاب بلاغات النساء، نوشته ابوالفضل احمد بن ابى طاهر مروزى، که متولد 204 و متوفاى 280 هجرى است حاوى خطبه‎هاى بليغ زنان عرب است.

آيا الفاظ سنگين و سرشار از استدلال خطبه فدکيه، دليل بر مصائب و رنج‎هاى وارده بر حضرت زهرا عليهاالسلام بعد از وفات پدر بزرگوارشان نيست؟!

بلاغات النساء، صص 23 و 24، چ بيروت

و ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 4، ص78

و المناقب، احمد بن موسى كه سند آن منتهى به عايشه است

و السقيفه، ابوبكر احمد بن عبدالعزيز جوهرى كه از بزرگان اهل‎‎سنت است و در كتابش به سندهاى مختلف اين خطبه را نقل كرده است.

آيا الفاظ سنگين و سرشار از استدلال خطبه فدکيه، دليل بر مصائب و رنج‎هاى وارده بر حضرت زهرا عليهاالسلام بعد از وفات پدر بزرگوارشان نيست؟!

پس از چند روز حضرت در اثر مصائب و لطمات وارده در بستر بيمارى قرار گرفتند و هنگامى كه خبر به زنان مهاجر و انصار رسيد شايد براى جبران و كاهش اشتباهات مردانشان به عيادت آمدند و از احوال حضرت پرسيدند؟ حضرت در پاسخ به اين سؤال فرمودند:

حضرت زهرا عليهاالسلام

«قالت: اصبحتُ و الله عائفة لدنيا كنّ، قاليةً لرجالكنّ»؛ «به خدا سوگند صبح كردم در حالى كه از دنياى شما بيزارم و بغض مردان شما در دلم جاى گرفت.»

آيا اين سخنان، سخنان كسى نبود كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) درباره‎اش فرمود: من به شادى‎اش شادمان هستم و در ناراحتى او ناراحت... ؟!!

و از طرفى در كتب اهل سنت آمده است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در مورد حضرت فاطمه زهرا (عليهاالسلام) فرمودند: «فاطمةُ بضعة منى، فمن أغضبها، أغضبنى»؛ فاطمه پاره تن من است، غضب او ، غضب و ناراحتي من است. 

لازم به ذکر است که علامه امينى در جلد 7 كتاب الغدير صفحه 232 نام شصت تن از علماى اهل تسنن را ذكر كرده‎اند كه حديث فوق را در كتب خويش آورده‎اند.

و يا اين كه «ان اللهَ تبارك و تعالى يغضبُ لِغضب فاطمة و يرضى لرضاها.»

و نيز «من غضبت عليه ابنتى فاطمة غضبتُ عليه و من غضبتُ عليه غضب الله.» 

چه شده است كه حال، آن بانوى بزرگوار اينگونه سخن مى‎گويند و اين چنين نارضايتى خويش را اعلام مى‎كنند! آيا بهانه‎اى و ابهامى براى كسى در طول تاريخ باقى مى‎ماند؟!

پس بنابر آنچه خود اهل سنت به آن اقرار دارند غضبناك بودن حضرت زهرا(عليهاالسلام) از آنان در مورد صدمه زدن ايشان از جانب برخي از صحابه و تابعين آنان مسلم است و بنابر احاديث صحيح السند كه متفق بين علماى اهل تسنن است صدمه به حضرت زهرا (عليهاالسلام)، اذيت رسول خدا که، اذيت خدا را به دنبال دارد و هر كس كه اطلاع اندكى از آيات قرآن داشته باشد، نتيجه خواهد گرفت:

به راستى چرا تنها دخت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) با فاصله‎اى اندك، شبانه، با دلى پر درد به ديدار حق مى‎رود و تا كنون نيز مزارش مخفى مانده است؟! آيا اين سند زنده‎اى از مصائب و مظلوميت‎هاى ايشان نمى‎باشد؟!

اولاً صدمه به حضرت زهرا(عليهاالسلام) كه همان اذيت پيامبر صلى الله عليه و آله است، باعث غضب الهى و دور شدن از رحمت خداوند در دنيا و آخرت مى‎گردد. 

«ان الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا و الآخرة و اعدّلهم عذاباً مهينا» (احزاب :57)؛ آنان كه خدا و رسول او را به عصيان و مخالفت اذيت مى‎كنند خدا آنها را در دنيا و آخرت لعن كرده (و از رحمت خود دور فرموده) بر آنان عذابى خوار كننده مهيا است .

«والذين يؤذون رسول الله لهم عذابٌ اليم»(التوبه:61)؛ و براى آنان كه رسول خدا را اذيت كنند، عذاب دردناكى است .

و ثانياً هر كس كه مورد غضب الهى واقع شود گمراه است. چرا كه «و من يحلل عليه غضبى فقد هوى» (طه /81 )؛ و هر كس مستوجب خشم من گرديد همانا خوار و هلاك خواهد شد.

و ثالثاً هر كس كه مورد غضب الهى واقع شود را نمى‎توان دوست و ياور قرار داد چون كه خداوند مى‎فرمايد:

«يا ايهاالذين آمنوا لا تتولّوا قوماً غضب الله عليهم»(ممتحنه :13)؛ اى اهل ايمان هرگز قومى را كه خدا بر آنان غضب كرده يار و دوستدار خود نگيريد .

يعنى اين كه به دستور خداوند نبايد آنان را كه خدا و رسول  مورد غضب قرار داده‎اند دوست داشت چرا كه خدا و رسولش، به غضب فاطمه (عليهاالسلام) غضبناك و به اذيت او خشمناك مى‎شوند.

به راستى چرا تنها دخت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) با فاصله‎اى اندك، شبانه، با دلى پر درد به ديدار حق مى‎رود و تا كنون نيز مزارش مخفى مانده است؟! آيا اين سند زنده‎اى از مصائب و مظلوميت‎هاى ايشان نمى‎باشد؟!

|+|
نوشته شده توسط منتظران در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 3:12 قبل از ظهر
كلماتى از نور 
 

در يكى از روزها، صبحگاهان امام على عليه السلام فرمود: فاطمه جان آيا غذايى دارى تا از گرسنگى بيرون آيم؟ پاسخ دادند: نه، به خدايى كه پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزيد سوگند، دو روز است كه در منزل غذاى كافى نداريم و در اين مدت شما را بر خود و فرزندانم در طعام ترجيح دادم. امام عليه السلام با تأسف فرمودند: فاطمه جان چرا به من اطلاع ندادى تا به دنبال تهيه غذا بروم؟ حضرت زهرا عليها السلام فرمودند: اى اباالحسن، من از پروردگام خود حيا ميكنم كه چيزى را كه تو بر آن توان و قدرت ندارى، درخواست نمايم.

 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط منتظران در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 3:8 قبل از ظهر
وصيتنامه فاطمه (ع)  

 

وصاياى فاطمه (س)

وصاياى فاطمه (س) به طور پراكنده و غير منظم در روايات و تواريخ نقل شده و همچنين كسانى را كه فاطمه به آنها وصيت كرد، و اينكه آيا وصاياى او شفاهى بوده يا كتبى، و يا مقدارى شفاهى و مقدارى كتبى، و به هر صورت موضوعات مورد بحث در اين باره به گونه‏هاى پراكنده و مختلفى نقل شده كه ما ناچاريم آنها را قسمت‏بندى‏كرده و هر موردى را جداگانه مورد بحث قرار دهيم:

 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط منتظران در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 2:11 بعد از ظهر
حديث عبادت زهرا(س) 
 

ماهنامه كوثر شماره 8

قصه نيايش زهرا(س) در آينه عبارت نگنجد. در اين بخش ده حديث زيبا از زبان حضرات معصومين(ع) در ترسم سيماى عبادى فاطمه(س) تقديم مى‏شود

فروغ فرشتگان

سالت عن اباعبدالله(ع) عن فاطمة لم سميت الزهرا؟ فقال: لانها كانت اذا قامت فى محرابها و هو نورها لاهل السماء كما تزهر - تزهو - نورالكواكب لاهل الارض.

 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط منتظران در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 2:5 بعد از ظهر
تسبيح زهرا(س) هديه آسمانى 
 

اسماعيل محمدى

ماهنامه كوثر شماره 8

ستارگان درخشانتر از هميشه تاريخ در آسمان مدينه پرتو افشانى مى‏كردند. شميم عطر محمدى(ص) در كوچه‏هاى مدينه پراكنده بود و ياس علوى، آنگاه كه به معراج نماز مى‏رفت، نورش براى اهل آسمان مى‏درخشيد و بر چهره اهل زمين نور مى‏پراكند.

در آن هنگام فاطمه(س) ار سختى كارهاى خانه در زحمت‏بود. (1) امير مؤمنان(ع) آنگاه كه چنين ديد به فاطمه توصيه كرد، نزد پدر برود و خدمتكارى درخواست كند تا در امور منزل يار و همكارش باشد. (2)

وقتى پيامبر(ص) از خواسته آنان آگاهى يافت، فرمود: «اى فاطمه چيزى به تو عطا كنم كه از خدمتكار و دنيا با آنچه در آن است، ارزشمندتر است; بعد از نماز سى و چهار مرتبه «الله اكبر» و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏» و سى و سه مرتبه «سبحان الله‏» بگو و آن را با لا اله الا الله ختم كن. اين كار برايت از چيزى كه مى‏خواهى و از دنيا و آنچه در آن است، بهتر است‏». (3)


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط منتظران در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 2:2 بعد از ظهر
فضائل فاطمه ( عليها السلام)  
 

زندگينامه حضرت زهرا سلم الله عليها ص 119

محمد قاسم نصيرپور

1- فاطمه ( عليها السلام) از ديدگاه قرآن

2- فاطمه ( عليها السلام) در نگاه پيامبر (ص)

بسم الله الرحمن الرحيم انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هو الابتر


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط منتظران در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 1:57 بعد از ظهر
شیرینی و شفاء درعسل از صلوات بر محمد و آل محمد است. 

 

روزی حضرت محمد و امیرالمومنین علی صلوات الله علیهما در میان نخلستان ها نشسته بودند که زنبورعسلی شروع کرد دور پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله چرخیدن پیغمبر فرمودند: یا علی! این زنبور امروزما را مهمان کرده و می گوید: یک مقدار عسل در فلان محل گذاشتم. امیرالمومنین علیه السلام را بفرستید تا آن را از آن محل بیاورد.

علی علیه السلام بلند شد و عسل را از آن محل آورد. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: ای زنبور! غذای شما که از شکوفه گل تلخ است به چه علّتی آن شکوفه به عسل شیرینی تبدیل می شود؟

زنبور گفت: یا رسول الله! شیرینی این عسل از برکت ذکر وجود مقدّس شما و اهل بیت شماست.

چون هر وقت که مقداری از شکوفه استفاده می کنیم همان لحظه به ما الهام می شود که سه بار بر شما صلوات بفرستیم. وقتی که می گوییم «اللهم صل علی محمد و آل محمد » به برکت صلوات عسل ما شیرین می شود.

 

|+|
نوشته شده توسط منتظران در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 3:8 قبل از ظهر
 

سجده بر خاك و يا تربت شهيدان، به معناي پرستش بوده و نوعي شرك است.

پاسخ:

ما با سجده بر زمين، به خدا سجده مي كنيم و اصولاً تمام مسلمانان جهان بر چيزي سجده مي كنند در حالي كه سجده آنان براي خدا است. تمام زائران خانه خدا بر سنگهاي مسجد الحرام سجده مي كنند در صورتي كه هدف از سجده آنان خدا است.

با اين بيان، روشن مي شود كه سجده كردن بر خاك و گياه و ... به معناي پرستش آنها نيست بلكه سجود و پرستش براي خدا به وسيله خضوع تا حدّ خاك است، همچنين روشن مي شود كه سجده «برتربت» غير از سجده «براي تربت» است.

از طرفي ، قرآن كريم مي فرمايد:

«ولله يسجد من في السماوات والأرض»1

هر كس در آسمان ها و زمين است، براي خدا سجده مي كند.

و نيز پيامبر گرامي مي فرمايد:

«جعلت لي الأرض مسجداً وطهوراً»2

زمين، سجد گاه و مايه پاكيزگي براي من گرديده است.

بنابراين، «سجده براي خدا» با «سجده بر زمين و تربت» نه تنها كوچكترين منافاتي ندارد كه كاملاً سازگار است؛ زيرا سجده كردن بر خاك و گياه، رمز نهايت خضوع و فروتني در برابر خداي يگانه است.

در اينجا به منظور روشن تر شدن نظريه شيعه، سزاوار است به فرازي از سخنان امام صادق عليه السلام اشاره نماييم:

هشام بن حكم مي گويد: از امام صادق عليه السلام درباره آنچه سجده بر آنها صحيح است پرسيدم، حضرت فرمود: سجده تنها بايد بر زمين و آنچه مي روياند- جز خوردنيها و پوشيدني ها- انجام گيرد.

 گفتم: فدايت گردم، سبب آن چيست؟ فرمود: سجده، خضوع و اطاعت براي خداوند است و شايسته نيست بر خوردني ها و پوشيدني ها صورت پذيرد؛ زيرا دنيا پرستان، بردگان خوراك و پوشاكند، در حالي كه انسان به هنگام سجده، در حال پرستش خدا به سر مىبرد، پس سزاوار نيست پيشاني خود را بر آنچه كه معبود دنيا پرستان خيره سر است، قرار دهد.

و سجده نمودن بر زمين، بالاتر و برتر است؛ زيرا با فروتني و خضوع در برابر خداي بزرگ، تناسب بيشتر ي دارد.3

 اين سخن گويا، به روشني گواه آن است كه سجده نمودن بر خاك، تنها بدان جهت است كه چنين كاري با توضع و فروتني در برابر خداوند يگانه، سازگارتر است.

پرسش ديگري مطرح مي شود:

 چرا شيعه مقيّد به سجده بر خاك و يا برخي گياهان است و بر تمام اشياء سجده نمي كند؟

پاسخ:

همانگونه كه اصل يك عبادت بايد از جانب شرع مقدّس اسلام برسد، شرايط اجزاء و كيفيت آنها نيز بايد به وسيله گفتار و رفتار پيامبر گرامي روشن گردد؛ زيرا رسول خدا، به حكم قرآن كريم، اسوه و نمونه همه انسان هاي وارسته است.

اينك به بيان فرازهايي از احاديث اسلامي كه بيانگر سيره و سنّت پيامبر است مي پردازيم كه همگي حاكي از آن است كه پيامبر صلي الله عليه وآله هم بر خاك و هم بر روييدني ها مانند حصير سجده مي نموده است، درست به همان شيوه اي كه شيعه به آن معتقد است:

1- گروهي از محدّثان اسلامي در كتب صحاح و مسانيد خود اين سخن پيامبر را بازگو كرده اند كه آن حضرت، زمين را به عنوان سجده گاه خود، معرفي نموده است، آنجا كه مي فرمايد:

«جعلت لي الأرض مسجداً وطهوراً»4

زمين، براي من، سجده گاه و مايه پاكيزگي قرار داده شده است.

از كلمه «جعل»كه در اينجا به معناي تشريع و قانون گذاري است، به خوبي روشن مي شود كه اين مسأله، يك حكم الهي براي پيروان آيين اسلام است. و بدين سان، مشروع بودن سجده بر خاك و سنگ و ديگر اجزاء تشكيل دهنده سطح زمين، به ثبوت مي رسد.

2- دسته اي از روايات، بر اين نكته دلالت دارند كه پيامبر گرامي ، مسلمانان را به پيشاني نهادن بر خاك به هنگام سجده، فرمان مي داد، چنانكه امّ سلمه (همسر پيامبر) از آن حضرت روايت مي كند كه فرمود:

«ترّب وجهك الله»5

رخسار خود را براي خدا بر خاك بگذار.

و از واژه «تّرب» در سخن پيامبر، دو نكته روشن مي شود؛ يكي آن كه بايد انسان به هنگام سجده، پيشاني خود را بر روي «تراب»؛ يعني خاك بگذارد و ديگر آن كه اين رفتار، به علّت امر به آن، فرماني است لازم الاجرا، زيرا كلمه «ترّب» از ماده «تراب» به معناي خاك گرفته شده و به صورت صيغه امر، بيان گرديده است.

3-  رفتار پيامبر گرامي در اين مورد، گواه روشن ديگر و روشنگر راه مسلمانان است. وائل بن حجر مي گويد:

 «آنگاه كه پيامبر سجده مي نمود، پيشاني و بيني خود را بر زمين مي نهاد.» 6

انس بن مالك و ابن عباس و برخي از همسران پيامبر مانند عايشه و ام سلمه و گروه بسياري از محدّثان چنين روايت كرده اند:

«كان رسول الله (صلي الله عليه وآله) يصلّي علي الخمره»7

پيامبر، بر خمره كه نوعي حصير بود و از ليف درخت خرما ساخته مي شد، سجده مي نمود.

ابو سعيد (از صحابه رسول خدا) مي گويد:

به محضر پيامبر وارد شدم در حالي كه بر حصيري نماز مي گذارد. 8

اين سخن، گواه روشن ديگري بر نظريه شيعه است مبني بر اين كه سجده بر آنچه از زمين مي رويد، در صورتي كه خوردني و پوشيدني نباشد، جايز است.

4- گفتار و رفتار صحابه و تابعان پيامبر نيز گوياي سنّت آن حضرت است:

جابر بن عبدالله انصاري مي گويد:

با پيامبر گرامي نماز ظهر مي گزاردم، مشتي سنگريزه برگرفته، و در دست خود نگه مي داشتم تا خنك شود و به هنگام سجده بر آنها پيشاني گذاردم و اين به خاطر شدت گرما بود.

سپس راوي مي افزايد: اگر سجده بر لباسي كه بر تن داشت جايز بود، از برداشتن سنگريزه ها و نگهداري آنها، آسان تر بود.

ابن سعد (متوفاي 209) در كتاب خود «الطبقات الكبري» چنين مي نگارد:

«كان مسروق إذا خرج يخرج بلبنه يسجد عليها في السّفينه».9

مسروق بن اجدع، به هنگام مسافرت، خشتي را با خود بر مي داشت تا در كشتي بر آن سجده نمايد.

لازم به تذكر است كه مسروق بن أجدع، يكي از تابعين پيامبر و اصحاب ابن مسعود بوده است و صاحب «الطبقات الكبري» وي را جزء طبقه او از اهل كوفه پس از پيامبر و از كساني كه از ابوبكر و عمر و عثمان (لعنة الله عليهم) و علي (عليه السلام) و عبدالله بن مسعود، روايت نموده اند، به شمار آورده است.

اين سخن روشن، بي پايگي گفتار كساني را كه همراه داشتن قطعه اي تربت را شرك و بدعت مي پندارند، اثبات مي كند و معلوم مي گردد كه پيشتازان تاريخ اسلام نيز، بدين كار مبادرت مي ورزيدند. 10

نافع مي گويد:

«إنّ ابن عمر كان إذا سجد و عليه العمامه يرفعها حتّي يضع جبهته بالأرض».11

عبدالله بن عمر به هنگام سجده، دستار خود را بر مي داشت تا پيشاني خود را بر زمين بگذارد.

رزين مي گويد: علي بن عبدالله بن عباس به من نوشت: لوحي از سنگ هاي كوه مروه را براي من بفرست تا بر آن سجده نمايم. 12

5-  از سوي ديگر، محدّثان اسلامي رواياتي را آورده اند حاكي از آن كه پيامبر گرامي كساني را كه به هنگام سجده، گوشه دستار خود را بين پيشاني خود و زمين قرار مي دادند، نهي نموده است.

صالح سبايي مي گويد:

پيامبر گرامي ، شخصي را در حال سجده كنار خود مشاهده فرمود، در حالي كه بر پيشاني خود، دستار بسته بود، پيامبر (صلي الله عليه وآله) عمامه را از پيشاني وي كنار زد. 13

عياض بن عبدالله قرشي مي گويد:

رسول خدا مردي را در حال سجده مشاهده فرمود كه بر گوشه عمامه خود سجده مي نمود، به وي اشاره كرد كه دستار خود را بردار، و به پيشاني او اشاره فرمود. 14

از اين روايات نيز به روشني معلوم مي گردد كه لزوم سجده بر زمين، در زمان پيامبر گرامي ، امري مسلّم بوده است، تا جايي كه اگر يكي از مسلمانان، گوشه دستار خود را روي زمين قرار مي داد تا پيشاني خود بر زمين نگذارد، مورد نهي رسول خدا قرار مي گرفت.

6-  پيشوايان معصوم شيعه كه از طرفي(بنابر حديث ثقلين) قرين جدايي ناپذير قرآن و از سوي ديگر اهل بيت پيامبرند، در سخنان خود به اين حقيقت، تصريح نموده اند:

«السجود علي الأرض فريضه و علي الخمره سنّه»15

سجده بر زمين، حكم الهي و سجده بر حصير، سنّت پيامبر است.

و در جاي ديگر مي فرمايد:

جايز نيست سجده نمودن جز بر زمين و آنچه مي روياند مگر خوردني ها و پوشيدني ها. 16

 

نتيجه:

از مجموع دلايل ياد شده، به روشني معلوم گرديد كه نه تنها روايات اهل بيت پيامبر، بلكه سنّت رسول خدا و رفتار صحابه و تابعان آن حضرت، بر لزوم سجده كردن بر زمين و آنچه از آن مي رويد (مگر خوردني ها و پوشيدني ها) گواهي مي دهد.

علاوه بر آن، قدر مسلّم آنست كه سجده نمودن بر اشياي ياد شده جايز است در حالي كه جايز بودن سجده بر ساير چيزها، مورد ترديد و اختلاف است، بنابراين، به مقتضاي احتياط - كه راه نجات و رستگاري است - سزاوار است در هنگام سجده كردن، به همين اشياي ياد شده اكتفا شود.

در پايان يادآور مي شويم كه اين بحث، يك مسأله فقهي است و اختلاف ميان فقهاي اسلامي در اين گونه مسائل فرعي ، فراوان به چشم مي خورد و اين گونه اختلافات فقهي  در ميان چهار مذهب اهل سنّت نيز به وفور ديده مي شود به عنوان مثال، مالكي ها مي گويند: گذاشتن بيني بر سجدگاه، مستحب است درحالي كه حنابله آن را واجب مي دانند و ترك آن را از موجبات باطل شدن سجده مي شمارند. 17

 

منابع:

1 - رعد: 15.

2- صحيح بخاري، كتاب الصلوة، ص91.

3- بحار الانوار، ج85، ص147، به نقل از «علل الشرايع».

4- سنن بيهقي، ج1، ص212، (باب التيمم بالصعيد الطيّب)؛ صحيح بخاري، ج1، كتاب الصلاة، ص91، اقتضاء الصراط المستقيم (ابن تيميّه)، ص332.

5- كنز العمال، ج7، حلب، ص465، ح19809، كتاب الصلوة، السجود وما يتعلق به.

6- احكام القرآن، (جصّاص حنفى)، ج3، ص209، طبع بيروت، باب السجود علي الوجه.

7- سنن بيهقي، ج2، ص421، كتاب الصلوة، باب الصلوة علي الخمرة.

8- سنن بيهقي، ج2، ص421، كتاب الصلوة، باب الصلوة علي الحصير.

9- الطبقات الكبري، ج6، ص79، ط بيروت، در احوالات مسروق ابن أجدع.

10- براي  آگاهي بيشتر به شواهد ديگر، به كتاب «سيرتنا»، نگارش علامه اميني، مراجعه شود.

11- سنن بيهقي، ج2، ص105، ط1 (حيدر آباد دكن)، كتاب الصلوة، باب الكشف عن السجدة في السجود.

12- ازرقي، اخبار مكه، ج3، ص151.

13- سنن بيقي، ج2، ص105.

14- سنن بيقى،ج2، ص105.

15- وسائل الشيعه، ج3، ص593، كتاب الصلوة، ابواب ما يسجد عليه، حديث 7.

16- وسائل الشيعه، ج3، ص591، كتاب الصلوة، ابواب ما يسجد عليه، حديث 1.

17- الفقه علي المذهب الأربعه، ج1، ص161، طبع مصر، كتاب الصلوة، مبحث السجود.

|+|
نوشته شده توسط منتظران در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 3:4 قبل از ظهر
حضرت آیت الله سید صادق شیرازی 
|+|
نوشته شده توسط منتظران در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 2:56 قبل از ظهر
متن سخنرانى آية اللَّه العظمى سيد صادق شيرازى در روز عاشورا 

 

امام حسین علیه السلام محک الهی

 

دستگاه حضرت امام حسين عليه السلام بوته آزمونى براى ميليون ها، بلكه ميلياردها انسان است. اين آزمون به مردم عادى اختصاص ندارد كه حضرت بارى تعالى چند هزار سال پيش از ولايت امام حسين عليه السلام پيامبران خود را همچون حضرت نوح عليه السلام و حضرت ابراهيم عليه السلام را با اين قضيه آزمود. لازم به يادآورى است كه به هنگام نام بردن هر يك از پيامبران بايد با رعايت «على نبينا و عليه السلام» ابتدا بر پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم سپس بر آن پيامبر درود فرستاد، اما در مورد حضرت ابراهيم عليه السلام به دليل منزلت و عظمت ايشان قضيه كاملاً عكس اين است و بايد با عبارت «عليه و على نبينا السلام» ابتدا به ايشان سپس به پيامبر و آلش سلام داد. در عين حالى كه ايشان چنين مقامى دارند مورد آزمون قرار گرفتند.

 حضرت آدم عليه السلام نيز از ديگر پيامبرانى است كه با ياد فاجعه كربلا مورد آزمون قرار گرفت. پس ما به طريق اولى مورد آزمون قرار مى گيريم.

 شايان توجه است كه خدا اگر از كسانى كه نافرمانى اش كرده باشند بگذرد، اما در مورد كسانى كه نسبت به خاندان رسالت به ويژه حضرت سيد الشهدا عليه السلام و قضيه ايشان بد كند و مرتكب گناه شود بى ترديد گذشت نخواهد كرد، مگر اين كه توبه و كردار بد خود را جبران كنند. اين گونه افراد فراموش نكنند كه در گذشته هاى دور و دورتر و نيز در عصر حاضر كسانى با قدرت مطلق سرستيز نسبت به دستگاه سيد الشهدا عليه السلام برداشتند و اگر چه اندك زمانى توانستند با زور سر نيزه مردم را از برگزارى شعاير حسينى منع كنند، اما از آن جا كه خداى - عزوجل - مقرر فرموده است اين جريان همچنان جلوه گرى كند و بر تارُك هستى بدرخشد، با دست انتقام خود دشمنان عاشورا را با ذلت و زبونى از پاى درآورد و همچنان اين واقعه را على رغم كوردلان بد سيرت تا قيام قيامت پا برجا و پر رونق تر خواهد بود. لذا بايد گفت: سعادتمند كسى است كه اين جريان را تقويت و ترويج كند و شيطان صفت تيره روز آن كه با آن مبارزه و دشمنى كند.

 به جاست به دور از هر تنش و واكنشى منفى در زمينه قضيه سيد الشهدا عليه السلام كه دنيا و آخرت انسان را دچار نكبت و تيرگى مى كند، سعى در ترويج آن داشته باشيم و فتنه انگيزى و ايجاد تفرقه در دستگاه آن حضرت را براى سيه دلانى بگذاريم كه هماره جوياى بدبختى و تيره روزى هستند. توجه كنيد كه حتى يك بار «نه» گفتن براى گوينده آن نكبت بار و فلاكت زاست، پس از همين مقدار كارشكنى در اين دستگاه خوددارى كنيد. اگر هر يك به اندازه توان در خانه خود مجلسى برگزار كنيم يقيناً در دنيا و آخرت از بركات آن بهره مند خواهيم شد، چه اين كه خداى - عزوجل - چنين وعده اى را داده است و اين براى من افتخارى است كه شما را دعا كنم، باشد كه با اين كار به مقام دعا كنندگان به محبان و خادمان سيد الشهدا عليه السلام دست يابم. همين مجالس مختصر و پنج شش نفرى در دنيا و آخرت بلا هايى را از ما دور خواهد كرد. عزيزانى كه تا به حال در صدد برگزارى چنين مجالسى نبوده اند از امروز و در اولين فرصت دست به كار شده، آن را برگزار كنند.

 2- ما در عصر ارتباطات و به تعبيرى ديگر در دهكده جهانى زندگى مى كنيم. حادثه اى در شرق جهان رخ مى دهد، دقايقى ديگر مردم غرب جهان از آن آگاه مى شوند. متأسفانه در چنين شرايطى بسيارى از جمعيت شش ميلياردى جهان امام حسين عليه السلام را نمى شناسند چه رسد به اين كه با عاشورا و اهداف آن آشنا باشند و آنان كه با نام حضرتش آشنايى دارند، وجود مباركش را آن گونه كه بايد نشناخته اند. بنابراين وظيفه ما سنگين تر به نظر مى رسد و لذا بايد در حد توان و شناختى كه از حضرتش داريم ايشان را به جهانيان معرفى كنيم. البته اين كار با وسايل فرهنگى از قبيل: كتاب، تبليغات، رسانه هاى گروهى و برگزارى مجالس ممكن و كارآمد است و نتيجه خوبى خواهد داد.

 نكته ديگرى كه بايسته يادآورى است اين كه هر يك از شما از ميان فرزندان تان خادمى به امام حسين عليه السلام و حضرت حجت عليه السلام تقديم كنيد و اگر تصميم جدى براى اين كار نداشت با تشويق و نه اجبار به پذيرش آن متمايل كنيد.

 از ديرباز با نام، كلام و شخصيت شيخ عبدالزهرا كعبى آشنا هستيد. طاغوت عراق با اين پندار كه با خاموش كردن صداى حسينى او و امثال او مى تواند ياد و نام سيد الشهدا عليه السلام را از ميان بردارد، هم از اين رو وى را شهيد كرد، اما هرگز صدايش خاموش نشد، چرا كه پس از چند دهه با سقوط حاكمان بعثى در عراق، جاى جاى اين سرزمين حسينى و علوى گوش شده بود و صداى دشمن شكن او را كه واقعه عاشورا را باز مى گفت شنيد. شما و ديگران نيز صداى او را در خانه هاى خود شنيديد و شنيدند. اين امر منحصر به عراق و ايران نبود كه در امريكا، اروپا، افريقا و...صداى او بازگو كننده مظلوميت و عظمت سيد الشهدا عليه السلام و ياران پاك او بود. با خود بينديشيم اگر آن شهيد راه حسين عليه السلام يك ميلياردر يا حاكمى باقدرت، اما خوب بود آيا مى توانست چنين تأثيرى داشته باشد؟ به يقين پاسخ منفى است.

 او از خانواده اى روحانى برنيامده بود بلكه همگى كشاورزانى زحمت كش، اما مؤمن بودند، او هديه خانواده اش به دستگاه پرشكوه حضرت سيدالشهدا عليه السلام بود و او با كوشش فراوان خود خوش درخشيد و يكى از خادمان حقيقى دستگاه ملكوتى خاندان عصمت و طهارت عليهم السلام شد.

 داشتن چنين نعمتى بزرگ ترين افتخار در دنيا و آخرت است. بنابراين سعى كنيم يكى از فرزندان مان را وقف حضرت سيدالشهدا عليه السلام و حضرت بقية اللَّه الاعظم عليه السلام كنيم تا پس از كسب دانش و تقوا با تمام وجود در خدمت آن پاكان و هدايت گران باشد و جامعه را به سوى حق راهنمايى كند. آنانى كه هنوز فرزندى ندارند با حضرت سيدالشهدا عليه السلام پيمان ببندند كه يكى از فرزندان خود را تقديم دستگاه حضرتش كنند. چنين موهبتى اختصاص به پسران ندارد كه دختران نيز شايستگى نيل به اين موهبت را دارند. باشد كه بتوانيم خود و به وسيله آنان خط روشن و پربركت و مقدس امام حسين عليه السلام را به جهانيان معرفى كنيم.

 اميدوارم به بركت حضرت سيدالشهدا عليه السلام خداى -جل و علا - توفيق خدمت به اسلام و مسلمين و قضيه ماندگار حضرتش را به همگى ما عنايت فرمايد، ان شاء اللَّه

وصلى الله على محمد وآله والطاهرين

|+|
نوشته شده توسط منتظران در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 2:55 قبل از ظهر
ثواب استثنايى زيارت امام حسين عليه السلام 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

از جمله عطاهايى كه خداى متعال فقط به امام حسين (عليه السلام)داده، به زيارت ايشان مربوط مى شود. بدين معنا كه زيارت ايشان حتى در حالت ترس نيز استحباب دارد وچه بسا ثواب آن دوچندان مى شود. در حالى كه حج با همه عظمتى كه دارد، مشروط به خالى بودن مسير از خوف وخطر است وجمع فراوانى از فقها فرموده اند كه اگر شخصى بدون اعتنا به اين شرط حج بگزارد وطى راه خطرى متوجه او شود، حج او صحيح نيست. برخى پا را از اين هم فراتر نهاده وفرموده اند : اگر راه توأم با خوف وخطر باشد ولى شخص به سلامت به حج برود، حج او صحيح نخواهد بود؛ زيرا چنين شخصى به اين شرط كه يكى از شروط استطاعت است اعتنا نكرده است. روشن است كه مفهوم استطاعت فقط ناظر به استطاعت مالى نيست وامنيت راه را نيز شامل مى شود ودر حالاتى كه راه ايمن نيست استطاعت حاصل نمى شود.
اما زيارت امام حسين (عليه السلام) حتى در حال خوف وترس استحباب دارد ونسبت به آن سفارش شده است. در طى تاريخ با اين كه زمامداران ستمگر، زائران حرم حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) را به زندان مى افكندند وچه بسا دست وپاى آنان را مى بريدند واموالشان را مصادره مى كردند، ولى با اين حال شنيده نشده است كه ائمه (عليهم السلام) آنان را از اين كار نهى كرده باشند، بلكه آنان را به اين كار تشويق مى فرمودند. روايت شده است كه ابن بكير به امام صادق (عليه السلام) عرضه داشت : هرگاه از منطقه ارجان مى گذرم دلم براى زيارت بارگاه جدت [امام حسين (عليه السلام)] پر مى كشد، ولى وقتى بدان جا مى روم در تمام طول راه از سلطان وجاسوسان ونگهبانان مسلّح، سخت هراسناك ووحشتزده هستم. امام به او فرمود :
يابنَ بُكير، أما تُحِبُّ أن يراكَ اللهُ فينا خائِفاً، أما تَعلَمُ أَنَّهُ مَن خافَ لِخَوفِنا أظَلَّهُ اللهُ في ظِلِّ عَرشِهِ، وكانَ مُحدّثهُ الحسين (عليه السلام) تحتَ العرشِ وآمَنَهُ اللهُ مِن أفزاعِ يومِ القيامةِ، يَفزعُ النّاسُ ولا يفزعُ، فإن فَزِعَ وَقَّرَتهُ الملائكةُ وسَكَّنَتْ قَلبَهُ بِالبِشارةِ؛(1) اى پسر بكير، دوست ندارى خدا ببيند كه به خاطر ما ترسيده اى ؟ آيا نمى دانى كه هركس به خاطر ما بترسد، خدا او را در سايه عرش خود جاى مى دهد وامام حسين (عليه السلام) در زير عرش الهى [همدم و] هم سخن او خواهد بود وخدا او را از هول وهراس قيامت ايمن مى دارد ؟
چنين كسى وقتى مردم وحشت زده مى شوند هراسناك نمى شود؛ زيرا به محض آن كه وحشت زده شود فرشتگان او را دلدارى مى دهند وبا بشارت دادن به او، او را آسوده خاطر مى كنند.
همين مسأله باعث شده است كه زائران بارگاه ابا عبدالله الحسين (عليه السلام)در سرما وگرما ودر اوضاع دشوار وبا وجود خطرهاى گوناگون ودورى راه به سمت بارگاه ملكوتى آن حضرت بيايند وهمين امر باعث شده است كه امام صادق (عليه السلام)با چنين تعابير بلند ودرخشانى آنان را بستايد :
اللهم إنّ أعدائَنا عابوا عليهم خُروجَهم فَلَمْ ينهَهُمْ ذلكَ عَنِ الشّخوصِ إلَينا وَخِلافاً مِنهُم على مَن خالَفَنا فَارْحمْ تِلكَ الوُجوهَ الّتي قَد غَيَّرَتها الشّمسُ... اللّهم إني أستَودِعُكَ تلكَ الأنفسَ وتلكَ الأبدانَ حتّى نُوافِيَهم على الحوضِ يومَ العَطَشِ؛(2) خدايا، دشمنان ما بر بيرون آمدنِ آنان خرده گرفتند ولى اين كار آنان را از آمدن نزد ما باز نداشت وآنان با مخالفان ما از در مخالفت درآمدند. پس بار خدايا اين چهره هايى را كه تابش آفتاب رنگشان را دگرگون كرده است مورد لطف ورحمت خود قرار ده... خدايا من اين جان ها واين پيكرها را در نزد حضرتت به وديعت مى نهم تا در روز تشنگى در كنار حوض كوثر با آنها ملاقات نماييم.
در حديث محمدبن مسلم آمده است كه امام باقر (عليه السلام) به او فرمود : آيا نزد قبر امام حسين مى آيى ؟ گفت : آرى، البته با بيم وهراس. حضرت به او فرمود :
ما كانَ مِن هذا أشدُّ فالثّوابُ فيهِ على قدرِ الخَوف؛(3) در اين راه هرچه سختى ها بيشتر باشد، ثواب نيز بيشتر و به اندازه ترس است.
كسى كه در راه خدمت به سيدالشهدا (عليه السلام) سختى ها ومشكلات را تحمل كند، بى شك پاداشش بيش از ديگران خواهد بود، وآن دشوارى ها نيز لطفى است كه خداى متعال در حق او روا داشته است. براى مثال كسى كه يك ميليون تومان در اين راه مصرف كند واين مبلغ ده درصد دارايى او باشد، وشخص ديگرى همين مبلغ را در راه سيدالشهدا (عليه السلام)مصرف كند ولى اين مبلغ پنج درصد دارايى اش را تشكيل دهد، بى شك ثواب عمل شخص اول بيشتر خواهد بود.
شخص كارگرى با دسترنج خود حسينيه اى در شهر خود بنا كرد؛ بدين ترتيب كه از صبح تا شب كار مى كرد ودر پايان روز، مزد كار روزانه اش را به سه قسمت تقسيم، وثلث آن را به نام امام حسين (عليه السلام) پس انداز مى كرد. با گذشت زمان ودر پى بركتى كه خدا در اموال او قرار داد، با همان پس انداز قطعه زمينى در خارج شهر خريد وديرى نپاييد كه آن شهر توسعه يافت وزمين يادشده داخل شهر قرار گرفت. پس از آن، مرد كارگر در آن قطعه زمين حسينيه اى بنا كرد كه هيچ گاه از رفت وآمد نمازگزاران وعزاداران امام حسين (عليه السلام) خالى نمى شد والبته اين مسأله از توفيقات الهى حاصل شد.
در روز قيامت كه دارايى وفرزندان به كار انسان نمى آيد، اين مرد حسينيه اى در كارنامه اعمال خود دارد كه آن را وقف حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) كرده است.
ما نيز بايد در اين راه قدم برداريم وهمت خود را مصروف خدمتگزارى به امام حسين (عليه السلام) كنيم وهيچ خدمتى را در اين راهِ بى مانند واستثنايى، كوچك نشماريم؛ زيرا توفيق از جانب خداى سبحان است وخدا تمام امورى را كه به امام حسين (عليه السلام) مربوط است، استثنايى قرار داده است.
وصلى الله على محمد وآله الطاهرين

نقل از کتاب : خون سيدالشهدا (عليه السلام) و مسئوليت ما

آیت الله العظمی سید صادق شیرازی  دام ظله


(1). بحارالانوار، ج 98، ص 10.
(2). كافى، ج 4، ص 582.
(3). وسائل الشيعه، ج 64، ص 457.

|+|
نوشته شده توسط منتظران در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 2:54 قبل از ظهر
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خلاصه ای از سخنان گوهر بار بزرگ مرجع عالم تشیع حضرت آیت الله شهید سید محمد شیرازی رحمة الله علیه

 

يادگار و نشانه ‏هاى امام حسين علیه السلام

نهضت امام حسين علیه السلام مربوط به زمان مخصوصى نبود تا در زمان‏هاى بعد فراموش شود بلكه يك نبرد حق بر باطل، عدالت بر ظلم، انسانيّت بر وحشى‏گرى و هدايت بر گمراهى بود، از اين رو تا دنيا برقرار است حسين و جهادش فراموش نشدنى است و هرگاه بين دو گروه حق و باطل پيكارى درگير شود اين خاطره تجديد مى‏شود.

از اين جهت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم مسلمانان را تشويق كرده تا مراسم عاشورا را براى هميشه برگزار كنند و مسلمين هم پيوسته به انحاء مختلف مجالس سوگوارى و عزادارى مى‏گيرند و روايت (هر روزى عاشورا و هر زمينى كربلاست) اشاره به همين معنى دارد.

مراسم عزادارى به هر صورت انجام‏پذيرد ممنوع نيست مگر آنجا كه از طرف شرع جلوگيرى شده است.

مثل اينكه كسى به عنوان عزادارى (خودكشى كند) همانطور كه بودائى‏ها براى رسيدن به اهداف دينى و ملّى انتحار مى‏كنند، زيرا اسلام از قتل نفس نهى كرده است.

بنا بر اين هر عزائى كه نص خاصى بر حرام بودنش نباشد آزاد بلكه مستحب و پسنديده

و يكى از مصاديق آيه (و من يعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب) است و چنانچه گروهى بعضى از شعائر مذهبى را به باد مسخره بگيرند دليل نمى‏شود كه عمل شايسته‏اى نيست، چون پيامبران را هم همچنانكه قرآن مى‏فرمايد مسخره مى‏كردند:

(افسوس بر بندگانى كه نيامد بر آنها پيامبرى جز اينكه او را مسخره كردند)1

 

1- سوره یس آیه 30

 

|+|
نوشته شده توسط منتظران در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 2:53 قبل از ظهر
log